اجتماعی

روی اتیکت سینه چه اطلاعاتی بنویسیم؟

تصور کنید وارد یک کلینیک، نمایشگاه، هتل یا شرکت شده‌اید و می‌خواهید بدانید فردی که مقابل شما ایستاده چه سمتی دارد. نگاهتان برای چند ثانیه روی اتیکت او می‌افتد؛ لوگو را می‌بینید، چند خط نوشته هم وجود دارد، اما نام فرد آن‌قدر کوچک است که برای خواندنش باید بیش از حد نزدیک شوید.

از نظر چاپ، همه‌چیز روی اتیکت وجود دارد. از نظر کاربرد، تقریباً هیچ‌چیز درست کار نمی‌کند.

اتیکت سینه یک کارت ویزیت کوچک نیست که قرار باشد تمام اطلاعات سازمان را در خود جا دهد. وظیفه آن انتقال سریع اطلاعاتی است که مخاطب در همان لحظه به آن نیاز دارد. به همین دلیل سؤال اصلی هنگام طراحی این نیست که «چه چیزهایی می‌توان روی اتیکت نوشت؟» بلکه باید پرسید: کدام اطلاعات ارزش اشغال‌کردن این فضای محدود را دارند؟

در بسیاری از محیط‌های کاری، پاسخ با سه مورد شروع می‌شود: نام فرد، مسئولیت یا سمت او و هویت مجموعه. راهنماهای طراحی نام‌اتیکت نیز معمولاً بر همین سلسله‌مراتب تأکید دارند و نام را مهم‌ترین عنصر قابل مشاهده می‌دانند؛ اضافه‌کردن اطلاعات بیش از حد نیز یکی از دلایل اصلی کاهش خوانایی است.

اما همین فرمول سه‌قسمتی برای تمام مشاغل کافی نیست. اطلاعات مناسب برای اتیکت یک پزشک می‌تواند با فروشنده، مسئول حراست یا نیروی حاضر در نمایشگاه متفاوت باشد. نقطه شروع درست، شناخت موقعیت استفاده است.

اتیکت سینه قرار است در چند ثانیه چه کاری انجام دهد؟

قبل از انتخاب فونت، رنگ، جنس یا حتی ابعاد، باید کاربرد اتیکت مشخص باشد.

در یک فروشگاه، مشتری معمولاً می‌خواهد فردی را پیدا کند که بتواند راهنمایی‌اش کند. در هتل ممکن است تشخیص مسئول پذیرش از بخش خدمات اهمیت داشته باشد. در محیط درمانی، تخصص یا جایگاه فرد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و در یک نمایشگاه تجاری شاید نام شرکت و نام فرد هر دو باید خیلی سریع دیده شوند.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد نمی‌توان یک قالب ثابت را برای تمام کسب‌وکارها نسخه کرد.

یک آزمون ساده وجود دارد: اتیکت را از فاصله معمول یک گفت‌وگو تصور کنید و از خودتان بپرسید مخاطب باید در سه ثانیه اول چه چیزی بفهمد؟

اگر پاسخ «نام فرد» است، نام باید بیشترین وزن بصری را داشته باشد. اگر مخاطب ابتدا باید تشخیص دهد فرد از کدام شرکت یا واحد سازمانی است، لوگو یا نام واحد نیز باید به اندازه کافی واضح باشد. اگر دانستن مسئولیت شخص برای شروع گفت‌وگو ضروری است، عنوان شغلی باید در سطح دوم اطلاعات قرار گیرد.

نکته مهم این است که اهمیت اطلاعات با اندازه فضایی که به آن اختصاص داده می‌شود ارتباط دارد. وقتی نام کارمند و شعار شرکت با یک اندازه نوشته شوند، مخاطب نمی‌داند ابتدا کدام را بخواند.

طراحی خوب، فقط زیبا نیست؛ مسیر نگاه را مدیریت می‌کند.

اتیکت سینه

۱. نام؛ مهم‌ترین چیزی که نباید قربانی طراحی شود

در بیشتر اتیکت‌های پرسنلی، نام فرد دلیل اصلی وجود اتیکت است. با این حال عجیب نیست که در بعضی طراحی‌ها لوگو نصف فضا را می‌گیرد و نام کارمند با فونتی کوچک در گوشه‌ای باقی می‌ماند.

این تصمیم از نگاه برندینگ ممکن است در ابتدا جذاب به نظر برسد، اما مسئله‌ای ساده ایجاد می‌کند: مخاطب لوگوی شرکتی را که احتمالاً همین حالا در آن حضور دارد دوباره می‌بیند، ولی هنوز نمی‌داند با چه کسی صحبت می‌کند.

در راهنماهای حرفه‌ای طراحی Name Badge نیز معمولاً توصیه می‌شود نام، بزرگ‌ترین یا برجسته‌ترین عنصر متنی باشد و از فاصله معمول مکالمه به‌سادگی خوانده شود.

اما نام کامل بنویسیم یا فقط نام کوچک؟

پاسخ به فرهنگ سازمان و موقعیت استفاده بستگی دارد.

برای بعضی فروشگاه‌ها، کافه‌ها، رستوران‌ها یا محیط‌های خدماتی، نمایش نام کوچک می‌تواند ارتباط را سریع‌تر و صمیمی‌تر کند. در شرکت‌های رسمی، سازمان‌ها، مراکز درمانی و محیط‌هایی که تشخیص دقیق افراد اهمیت بیشتری دارد، نام و نام خانوادگی انتخاب منطقی‌تری است.

اگر نام یا نام خانوادگی طولانی است، راه‌حل درست کوچک‌کردن افراطی فونت نیست. گاهی باید ابعاد اتیکت، نحوه چینش یا اطلاعات ثانویه را تغییر داد تا نام همچنان خوانا بماند.

این اصل را می‌توان به شکل ساده خلاصه کرد: اگر مخاطب برای خواندن نام مجبور به نزدیک‌شدن به سینه فرد شود، طراحی اتیکت وظیفه اصلی خود را انجام نداده است.

۲. عنوان شغلی؛ بنویسیم یا حذف کنیم؟

عنوان شغلی دومین بخش مهم بسیاری از اتیکت‌های سازمانی است، اما همیشه ضروری نیست.

فرض کنید در یک فروشگاه کوچک تمام کارکنانی که با مشتری تعامل دارند وظیفه مشابهی دارند. نوشتن عبارت «کارشناس فروش» زیر نام تک‌تک افراد شاید اطلاعات تازه‌ای به مشتری ندهد. در مقابل، در یک شرکت بزرگ که «کارشناس فروش»، «پشتیبانی»، «خدمات پس از فروش» و «مدیر محصول» هم‌زمان با مراجعه‌کننده در ارتباط هستند، عنوان شغلی می‌تواند مسیر ارتباط را کوتاه کند.

بنابراین قبل از درج سمت، یک سؤال کاربردی مطرح کنید:

آیا دانستن این عنوان، رفتار یا تصمیم مخاطب را تغییر می‌دهد؟

اگر جواب مثبت است، جای عنوان روی اتیکت توجیه دارد.

در محیط‌های تخصصی نیز ممکن است «تخصص» از عنوان سازمانی ارزش بیشتری داشته باشد. مراجعه‌کننده یک مرکز درمانی شاید بیش از اینکه بخواهد ساختار داخلی سازمان را بداند، نیاز داشته باشد تخصص فرد مقابل را تشخیص دهد.

از طرف دیگر، عنوان‌های سازمانی طولانی مشکل دیگری ایجاد می‌کنند. عبارتی مانند «کارشناس ارشد برنامه‌ریزی و توسعه منابع انسانی» بخش بزرگی از اتیکت را اشغال می‌کند و احتمالاً مجبور می‌شوید آن را در دو یا سه خط کوچک بنویسید.

در چنین شرایطی بهتر است عنوان برای مخاطب خارجی ساده‌سازی شود؛ البته بدون تغییر معنای واقعی سمت فرد.

برای مثال اگر عنوان داخلی یک کارمند بسیار رسمی و طولانی است اما مخاطب فقط باید بداند او در بخش «پشتیبانی مشتریان» فعالیت می‌کند، ممکن است همین عنوان کوتاه‌تر برای اتیکت کاربردی‌تر باشد.

اتیکت قرار نیست چارت سازمانی شرکت را بازنویسی کند.

۳. لوگوی شرکت؛ حضور لازم، اندازه کنترل‌شده

لوگو یکی از عناصر طبیعی اتیکت سازمانی است. به شناسایی مجموعه کمک می‌کند، میان اتیکت و سایر عناصر هویت بصری ارتباط برقرار می‌کند و ظاهر پرسنل را منسجم‌تر نشان می‌دهد.

اما لوگو نباید با نام فرد رقابت کند.

این خطا زمانی بیشتر دیده می‌شود که شرکت به دلیل اهمیت هویت برند، لوگو را بزرگ‌ترین عنصر اتیکت در نظر می‌گیرد. نتیجه این است که از فاصله دور برند دیده می‌شود اما نام کارمند نه.

تعادل بهتری زمانی ایجاد می‌شود که لوگو نقش «تأیید هویت سازمانی» داشته باشد، نه نقش بیلبورد تبلیغاتی.

اگر تمام کارکنان لباس فرم با لوگوی بزرگ شرکت دارند، حتی می‌توان درباره اندازه یا ضرورت تکرار لوگو روی اتیکت سخت‌گیرانه‌تر تصمیم گرفت. در مقابل، در نمایشگاه‌ها یا رویدادهایی که نمایندگان چندین شرکت کنار یکدیگر حضور دارند، هویت سازمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و لوگو باید سریع‌تر تشخیص داده شود.

حتی بعضی راهنماهای طراحی حرفه‌ای پیشنهاد می‌کنند لوگو در بالا یا سمت چپ قرار بگیرد و بخش محدودی از فضای اتیکت را اشغال کند تا تمرکز اصلی از نام گرفته نشود.

در اینجا باز هم قانون ثابت وجود ندارد؛ تناسب میان نقش فرد، محیط استفاده و هویت برند مهم‌تر از بزرگ‌کردن مکانیکی لوگو است.

۴. نام بخش یا واحد سازمانی؛ فقط وقتی واقعاً به مخاطب کمک می‌کند

«منابع انسانی»، «پشتیبانی»، «فروش»، «پذیرش»، «حراست»، «آزمایشگاه» و «خدمات» نمونه اطلاعاتی هستند که گاهی از عنوان شغلی فرد نیز کاربردی‌ترند.

فرض کنید مراجعه‌کننده وارد یک ساختمان اداری بزرگ می‌شود. احتمالاً برای او دانستن اینکه یک کارمند «کارشناس پایه ۲» است اهمیت خاصی ندارد؛ اما دانستن اینکه او در بخش «امور مشتریان» کار می‌کند می‌تواند فوراً مشخص کند باید سؤال خود را از او بپرسد یا خیر.

به همین دلیل هنگام انتخاب میان «سمت» و «واحد سازمانی» نباید صرفاً ساختار منابع انسانی شرکت را روی اتیکت پیاده کرد.

اتیکت از زاویه مخاطب طراحی می‌شود، نه از زاویه فایل اکسل سازمان.

در برخی مجموعه‌ها درج هر دو مورد منطقی است؛ مثلاً:

مریم احمدی
سرپرست
خدمات مشتریان

اما اضافه‌شدن خط سوم فقط زمانی ارزش دارد که فضای اتیکت اجازه دهد نام همچنان برجسته باقی بماند.

هر خط جدیدی که اضافه می‌کنید، باید هزینه‌ای بپردازد: فونت کوچک‌تر، فضای سفید کمتر یا ابعاد بزرگ‌تر. به همین علت «اضافه‌کردن» همیشه رایگان نیست.

۵. عکس، کد پرسنلی، مدرک یا اطلاعات اضافه؛ چه زمانی منطقی است؟

اینجا همان نقطه‌ای است که اتیکت‌های ساده از اتیکت‌های کاربردمحور جدا می‌شوند.

بعضی مجموعه‌ها فقط به نام، سمت و لوگو نیاز دارند. برخی دیگر به دلایل عملیاتی یا شناسایی، اطلاعات بیشتری اضافه می‌کنند.

صفحه محصولات نشان‌سازان نیز نمونه‌هایی برای کاربردهای مختلف مانند شرکت‌ها، مراکز درمانی، داروخانه‌ها، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و حراست نشان می‌دهد و در توضیحات آن، نام، سمت، لوگو و در بعضی کاربردها تصویر به‌عنوان اطلاعات قابل استفاده مطرح شده است.

عکس زمانی منطقی‌تر است که اتیکت علاوه بر معرفی، نقش شناسایی جدی‌تری داشته باشد؛ برای مثال در محیط‌هایی با تعداد زیاد نیرو یا جاهایی که تشخیص هویت فرد اهمیت عملیاتی دارد.

شماره پرسنلی نیز وضع مشابهی دارد. اگر مشتری یا مراجعه‌کننده هیچ استفاده‌ای از آن ندارد، چاپ شماره در بخش اصلی اتیکت فقط فضا اشغال می‌کند. اگر شماره برای فرآیند داخلی سازمان ضروری است، می‌توان درباره محل قرارگیری یا حتی انتقال آن به پشت اتیکت تصمیم گرفت.

مدارک تخصصی نیز باید با همین منطق بررسی شوند. قرار نیست تمام مدارک و عناوین حرفه‌ای شخص روی اتیکت نوشته شود. فقط عنوانی ارزش درج دارد که برای اعتماد، شناسایی یا شروع درست تعامل مخاطب ضروری باشد.

اصل طلایی این بخش ساده است: هر اطلاعات اضافه باید دلیل عملی داشته باشد.

چاپ اتیکت سینه

یک چارچوب ساده برای انتخاب اطلاعات اتیکت

اگر بین چند گزینه مردد هستید، پیش از سفارش هر اطلاعات را از سه فیلتر عبور دهید:

اطلاعات آیا مخاطب فوراً به آن نیاز دارد؟ اولویت معمول
نام فرد تقریباً همیشه بسیار بالا
نام خانوادگی بسته به محیط و رسمیت بالا
سمت یا نقش در بسیاری از سازمان‌ها بالا
لوگو برای هویت سازمانی متوسط تا بالا
نام واحد در مجموعه‌های چندبخشی متوسط
تخصص در مشاغل تخصصی بالا
عکس در کاربردهای شناسایی وابسته به کاربرد
کد پرسنلی بیشتر برای فرآیند داخلی پایین برای مخاطب عمومی
شعار تبلیغاتی معمولاً ضروری نیست پایین
شماره تلفن یا آدرس معمولاً برای اتیکت سینه مناسب نیست بسیار پایین

این جدول قانون خشک طراحی نیست. ممکن است در یک نمایشگاه نام برند به اندازه نام فرد اهمیت پیدا کند یا در محیط درمانی تخصص، مهم‌تر از نام واحد باشد.

هدف جدول فقط این است که جلوی یک تصمیم رایج را بگیرد: قرار دادن هر اطلاعاتی که «می‌شود چاپ کرد».

اتیکت برای پزشک، فروشنده، هتل و نمایشگاه نباید یکسان طراحی شود

فرض کنیم چهار مجموعه می‌خواهند اتیکت سفارش دهند.

یک کلینیک برای پزشکان و پرسنل خود اتیکت می‌خواهد. در اینجا نام فرد و نقش یا تخصص او مستقیماً روی نحوه تعامل بیمار اثر دارد.

یک فروشگاه زنجیره‌ای بیشتر می‌خواهد مشتری بتواند کارمند را تشخیص دهد و راحت‌تر او را خطاب کند. شاید نام، عنوان کوتاه و لوگو کافی باشد.

در هتل، واحد سازمانی می‌تواند اطلاعات بسیار مهمی باشد. مهمان باید بتواند پذیرش، خدمات یا سایر مسئولان را سریع تشخیص دهد.

در نمایشگاه تجاری شرایط تغییر می‌کند. بازدیدکننده در محیطی قرار دارد که ده‌ها برند و صدها فرد حضور دارند. اینجا نام شرکت و نام فرد باید بدون مکث قابل تشخیص باشند و سمت نیز می‌تواند مشخص کند فرد مقابل برای گفت‌وگوی تجاری مناسب است یا باید سراغ شخص دیگری رفت.

این چهار مثال یک مسئله را روشن می‌کنند: ابتدا سناریوی استفاده را طراحی کنید، بعد اتیکت را.

اگر ابتدا یک قالب زیبا انتخاب و سپس تلاش کنید تمام سازمان را در آن قالب جا دهید، معمولاً نتیجه به مصالحه‌های بد ختم می‌شود.

پنج اشتباهی که اتیکت را شلوغ و کم‌اثر می‌کند

مشکل بسیاری از اتیکت‌ها کمبود اطلاعات نیست؛ زیادی اطلاعات است.

رایج‌ترین مواردی که بهتر است قبل از تأیید طرح کنترل شوند عبارت‌اند از:

  • لوگوی بیش از حد بزرگ، عنوان شغلی طولانی، چند عنوان سازمانی هم‌زمان، شعار تبلیغاتی غیرضروری و استفاده از فونت کوچک برای جا دادن همه این موارد؛ ترکیب این عناصر باعث می‌شود مهم‌ترین اطلاعات اتیکت یعنی هویت فرد در شلوغی گم شود.

یکی دیگر از خطاها طراحی روی مانیتور بدون تصور شرایط واقعی است. طرحی که روی صفحه ۲۷ اینچی بسیار شفاف به نظر می‌رسد ممکن است بعد از تبدیل‌شدن به پلاکی چند سانتی‌متری کاملاً متفاوت دیده شود.

پیش از تولید انبوه، بهتر است طرح در ابعاد واقعی بررسی شود. حتی یک پرینت ساده در اندازه نهایی می‌تواند بعضی مشکلات را قبل از سفارش مشخص کند.

کنتراست نیز اهمیت زیادی دارد. نوشته خاکستری روشن روی زمینه نقره‌ای شاید در فایل طراحی مینیمال و جذاب باشد، اما زیر نور محیط کار یا در فاصله چند قدمی خوانایی کافی نداشته باشد. در راهنماهای طراحی، کنتراست مناسب و فضای خالی کافی از عوامل مهم خوانایی شناخته می‌شوند.

زیبایی زمانی ارزشمند است که مانع عملکرد نشود.

قبل از سفارش، اطلاعات را روی کاغذ کم کنید

یکی از بهترین روش‌ها برای رسیدن به اتیکت حرفه‌ای، طراحی‌کردن بیشتر نیست؛ حذف‌کردن بیشتر است.

تمام اطلاعاتی را که تصور می‌کنید باید روی اتیکت قرار گیرد در یک فایل بنویسید. سپس برای هر مورد از خودتان بپرسید:

«اگر این مورد حذف شود، آیا مخاطب در شناخت فرد یا شروع تعامل دچار مشکل می‌شود؟»

اگر جواب منفی است، آن اطلاعات کاندیدای حذف است.

مثلاً ممکن است در نسخه اولیه این موارد وجود داشته باشد:

نام شرکت، لوگو، شعار، نام کوچک، نام خانوادگی، سمت کامل، واحد، کد پرسنلی و آدرس سایت.

پس از حذف اطلاعات کم‌اهمیت‌تر، شاید نتیجه فقط این باشد:

سارا محمدی
کارشناس فروش
لوگو

این نسخه ساده‌تر است، اما احتمالاً وظیفه اتیکت را بسیار بهتر انجام می‌دهد.

فضای سفید دشمن طراحی نیست. فاصله میان نام، سمت و لوگو باعث می‌شود هر بخش سریع‌تر دیده شود.

جنس و ابعاد را بعد از تعیین محتوا انتخاب کنید، نه قبل از آن

یک اشتباه دیگر این است که ابتدا ابعاد اتیکت مشخص شود و سپس اطلاعات داخل آن فشرده شود.

رابطه باید برعکس باشد.

اگر فقط نام و سمت قرار است درج شود، ممکن است یک ساختار جمع‌وجور کاملاً کافی باشد. اگر لوگو، نام کامل و تخصص باید هم‌زمان نمایش داده شوند، فضای بیشتری لازم است. اگر عکس نیز وارد طراحی شود، ترکیب‌بندی دوباره تغییر می‌کند.

به همین دلیل بررسی نمونه‌های مختلف پیش از انتخاب نهایی می‌تواند مفید باشد. برای مشاهده مدل‌ها، جنس‌ها و کاربردهای مختلف می‌توان صفحه اتیکت سینه را بررسی کرد. در نمونه‌های موجود، مدل‌های متنوعی برای کاربردهای شرکتی، پزشکی، داروخانه، رستوران، فروشگاه و سایر محیط‌های سازمانی دیده می‌شود.

جنس اتیکت نیز فقط مسئله زیبایی نیست. نوع استفاده روزانه، لباس فرم، محیط کاری و نحوه اتصال می‌تواند روی انتخاب تأثیر بگذارد. صفحه نشان‌سازان به مدل‌های آلومینیومی، فلزی، استیل و روش‌های اتصال مگنتی یا سوزنی اشاره می‌کند.

بنابراین بهتر است طراحی محتوا و انتخاب فیزیکی اتیکت یک تصمیم یکپارچه باشند.

چرا «یک قالب برای همه پرسنل» همیشه تصمیم خوبی نیست؟

هماهنگی بصری بین کارکنان مهم است، اما هماهنگی به معنای یکسان‌بودن تمام اطلاعات نیست.

فرض کنید شرکتی چند واحد فروش، پشتیبانی، مدیریت و حراست دارد. می‌توان قالب، رنگ، لوگو و تایپوگرافی را ثابت نگه داشت، اما اطلاعات ثانویه را متناسب با نقش هر گروه تغییر داد.

برای مثال، عنوان واحد در اتیکت کارکنان مراجعه‌محور ممکن است ضروری باشد، در حالی که برای یک تیم کوچک داخلی هیچ کاربردی نداشته باشد.

همین موضوع درباره مدیران، کارکنان موقت و نیروهای نمایشگاهی نیز صدق می‌کند.

یک سیستم خوب اتیکت به جای تولید طرح‌های کاملاً متفاوت، یک زبان بصری ثابت با سلسله‌مراتب اطلاعاتی انعطاف‌پذیر ایجاد می‌کند.

این نگاه در سفارش‌های سازمانی مزیت دیگری هم دارد: وقتی نیروی جدید اضافه می‌شود، مشخص است نام، سمت و سایر اطلاعات باید در چه قالبی وارد شوند و تصمیم طراحی از ابتدا تکرار نمی‌شود.

مجموعه‌هایی که قصد سفارش اتیکت برای تعداد بیشتری از کارکنان دارند، بهتر است پیش از تولید ابتدا یک استاندارد داخلی کوتاه تعریف کنند؛ مثلاً مشخص شود نام‌ها کامل نوشته می‌شوند یا نه، عناوین تا چه حد خلاصه می‌شوند، واحد سازمانی در چه مواردی درج می‌شود و جای لوگو ثابت است یا خیر.

این استاندارد ساده از تولید مجموعه‌ای از اتیکت‌های ناهماهنگ جلوگیری می‌کند.

یک تست ۱۰ ثانیه‌ای قبل از تأیید نهایی طرح

قبل از اینکه فایل برای تولید نهایی شود، آن را به فردی نشان دهید که در طراحی دخیل نبوده است.

فقط چند ثانیه فرصت بدهید و سپس بپرسید:

نام فرد چه بود؟
چه مسئولیتی داشت؟
متعلق به کدام مجموعه بود؟

اگر پاسخ این سه سؤال از روی اتیکت آسان باشد، ساختار اطلاعات احتمالاً درست کار می‌کند.

اگر مخاطب فقط لوگو را به خاطر آورد، برند بیش از حد غالب شده است. اگر نام را خواند اما سمت را ندید، باید بررسی کنید آیا سمت واقعاً لازم است و اگر لازم است چرا در سلسله‌مراتب بصری گم شده. اگر هیچ‌کدام را سریع تشخیص نداد، احتمالاً اتیکت بیش از حد شلوغ است.

این تست ساده گاهی از چندین دور بحث سلیقه‌ای میان مدیر، طراح و واحد منابع انسانی مفیدتر است؛ چون سؤال را از «کدام طرح زیباتر است؟» به «کدام طرح سریع‌تر اطلاعات لازم را منتقل می‌کند؟» تغییر می‌دهد.

اتیکت خوب قبل از اینکه زیبا باشد، واضح است

انتخاب اطلاعات روی اتیکت سینه نباید با هدف پرکردن فضای خالی انجام شود.

در بیشتر کاربردها، نام فرد باید اولین چیزی باشد که دیده می‌شود. سمت، تخصص یا واحد سازمانی زمانی ارزش دارد که به مخاطب کمک کند نقش فرد را سریع تشخیص دهد. لوگو هویت مجموعه را تکمیل می‌کند، اما نباید نام را به حاشیه ببرد. عکس، کد پرسنلی و اطلاعات تخصصی‌تر نیز فقط زمانی باید اضافه شوند که نیاز واقعی وجود داشته باشد.

اگر قرار است برای چندین نفر اتیکت تهیه شود، بهتر است پیش از سفارش، محتوا، سلسله‌مراتب و کاربرد هر گروه مشخص شود و سپس درباره ابعاد، جنس و شیوه اتصال تصمیم گرفته شود.

برای مقایسه نمونه‌های اجرایی و مدل‌های مختلف نیز می‌توان نمونه‌های منتشرشده توسط نشان‌سازان را بررسی کرد.

معیار نهایی ساده است: مخاطب نباید اتیکت را مطالعه کند؛ باید آن را در یک نگاه بفهمد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دکمه بازگشت به بالا