علمی

بهترین سن یادگیری زبان؛ افسانهٔ «دیگر دیر شده» از نگاه علوم اعصاب

نزدیک ۶۷۰ هزار نفر یک آزمون گرامر انگلیسی را آنلاین دادند و نتیجه، باور قدیمی «بعد از بلوغ دیر شده» را جابه‌جا کرد: توان یادگیری دستور زبان تا حدود ۱۷ یا ۱۸ سالگی بالا می‌ماند، نه تا ۱۲ سالگی. اما این فقط نیمی از داستان است. اگر می‌پرسید بهترین سن یادگیری زبان کدام است، جواب به این بستگی دارد که دنبال چه هستید: لهجهٔ بومی یک چیز است و زبانی که در کار، دانشگاه و سفر به کارتان بیاید چیز دیگر. این‌جا می‌بینید پژوهش‌ها دقیقاً چه گفته‌اند.

 

پنجره‌ای که لنبرگ بست

ایدهٔ «دورهٔ بحرانی» را بیشتر با نام اریک لنبرگ (Eric Lenneberg) می‌شناسند. او در کتاب Biological Foundations of Language (۱۹۶۷) استدلال کرد که یادگیری طبیعی و بی‌زحمت زبان به رسیدن مغز به بلوغ زیستی گره خورده است و نزدیک آستانهٔ بلوغ، آن پنجره تنگ می‌شود.

شاهد او بیشتر از رشد زبان کودکان و بررسی آسیب‌های مغزی می‌آمد و آزمون بزرگی روی یادگیری زبان دوم هنوز در کار نبود. با این حال جملهٔ «بعد از ۱۲–۱۳ سالگی خیلی دیر است» از همان‌جا به ذهن عموم راه پیدا کرد و تا امروز تکرار می‌شود.

 

۴۶ مهاجر و یک نمودار

شناخته‌شده‌ترین آزمون این ایده در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. جانسون و نیوپورت (Johnson و Newport) در مقاله‌ای در مجلهٔ Cognitive Psychology سراغ ۴۶ نفر رفتند که زبان مادری‌شان چینی یا کره‌ای بود و میان ۳ تا ۳۹ سالگی به آمریکا مهاجرت کرده بودند. از آن‌ها خواستند جمله‌های انگلیسی را از نظر دستوری قضاوت کنند.

کسانی که بین ۳ تا ۷ سالگی رسیده بودند، تقریباً مثل بومی‌ها جواب دادند؛ پس از آن، هرچه سن ورود بالاتر بود نمره پایین‌تر می‌آمد، تا حدود میانهٔ نوجوانی. نمونه کوچک بود و فقط یک مهارت، یعنی قضاوت دستوری، سنجیده شد. بازبینی‌های بعدی دربارهٔ نحوهٔ تحلیل آن هم بحث کرده‌اند.

فرضیهٔ دورهٔ بحرانی یادگیری زبان؛ پنجره‌ای که تنگ می‌شود

کودک سریع‌تر یاد می‌گیرد؟ نه همیشه

در سال ۱۹۷۸ اسنو و هوفناگل-هوله (Snow و Hoefnagel-Höhle) گروهی از کودکان، نوجوان‌ها و بزرگسال‌ها را که در خود هلند هلندی یاد می‌گرفتند مقایسه کردند. غافلگیری از همین‌جا آمد: در مراحل اول، نوجوان‌ها و بزرگسال‌ها از کودکان سریع‌تر پیش رفتند.

این نتیجه با فرضیهٔ دورهٔ بحرانی تناقضی ندارد، اگر دو چیز را از هم جدا کنیم: سرعت پیشرفت در ماه‌های اول، و سقفی که فرد در سال‌های بعد به آن می‌رسد. بزرگسال معمولاً زودتر شروع به جلو رفتن می‌کند؛ بحث دورهٔ بحرانی بیشتر دربارهٔ آن سقف است.

بهترین سن یادگیری زبان؛ دو عدد، دو معنی

جدیدترین و بزرگ‌ترین مطالعه را هارتسهورن، تننبام و پینکر (Hartshorne، Tenenbaum و Pinker) در سال ۲۰۱۸ در مجلهٔ Cognition منتشر کردند. داده‌شان نتیجهٔ آزمون گرامر انگلیسی حدود دوسوم میلیون نفر بود، و دو عدد از آن بیرون آمد: توانایی یادگیری دستور تا حدود ۱۷–۱۸ سالگی تقریباً حفظ می‌شود و بعد به‌تدریج افت می‌کند؛ ولی برای رسیدن به تسلط شبه‌بومی، شروع پیش از حدود ۱۰ سالگی لازم به نظر می‌رسد.

این دو عدد دو چیز متفاوت می‌گویند. هدفتان اگر دانش دستوریِ هم‌سطح بومی (و در عمل لهجهٔ نزدیک به آن) باشد، شروع زودتر ارزان‌تر تمام می‌شود. ولی هیچ‌کدام نمی‌گوید بزرگسال نمی‌تواند خوب یاد بگیرد؛ فقط می‌گوید رسیدن به سطح شبه‌بومی سخت‌تر می‌شود. دربارهٔ آواها و لهجه هم معمولاً پنجره زودتر تنگ می‌شود.

لهجه با فهمیده شدن فرق دارد

مطالعه‌ها معمولاً «تسلط شبه‌بومی» را می‌سنجند، یعنی دانش دستوری و تلفظی که از یک بومی قابل‌تشخیص نباشد. این معیار بسیار سخت‌گیرانه است و بیشتر زبان‌آموزان چنین هدفی ندارند: می‌خواهند مقالهٔ انگلیسی بخوانند، در جلسه نظر بدهند، ایمیل بنویسند و در سفر کارشان راه بیفتد.

به این هدف می‌شود «ارتباط کارآمد» گفت: طرف مقابل شما را بفهمد و شما او را، حتی اگر لهجه‌تان معلوم باشد و گاهی در حرف اضافه بلغزید. بیشتر پژوهش‌های بالا به‌جای کارآمدی روزمره، دقت دستوری یا تلفظ را می‌سنجند؛ پس «دیر شده» برای هدف اول معنی دارد و برای هدف دوم، معنایی بسیار کم‌رنگ‌تر.

سه برداشت غلط از این دو عدد

«دورهٔ بحرانی یعنی بعد از آن یادگیری متوقف می‌شود.» نه؛ در داده‌ها منحنی افت تدریجی است، نه یک دیوار. «سن تنها عامل است.» هم نه؛ زمانی که با زبان سروکار دارید و کیفیت تمرین هم سهم دارند. «بچه‌ام را زود شروع کردم، پس کار تمام است.» شروع زود بدون ادامه دادن خودبه‌خود تضمینی نیست. پس بهترین سن یادگیری زبان لزوماً کم‌سن‌ترین سن نیست؛ سنی است که بتوانید تا رسیدن به هدف ادامه بدهید.

پژوهش جانسون و نیوپورت؛ سن ورود و دقت دستوری

بزرگسال چه برگی در دست دارد؟

بزرگسال چیزهایی دارد که کودک ندارد. می‌تواند قاعدهٔ دستور را آگاهانه بفهمد و خودش را بسنجد، به زبان مادری‌اش تکیه کند (mother و مادر، brother و برادر ریشهٔ هندواروپایی مشترک دارند) و هدف روشنی دارد: دانشگاه، مهاجرت، ارتقای شغلی. این‌ها آمار نیستند و ادعای عددی هم پشتشان نیست؛ نکته این است که در بزرگسالی «چطور یاد بگیرم» جای «چقدر دیر شده» را می‌گیرد.

در عوض، کودک چیزی دارد که بزرگسال باید با برنامه جبران کند: ساعت‌های فراوانِ در معرض زبان بودن و ترس کمتر از اشتباه. بزرگسالی که هر روز زمانی را به شنیدن، خواندن و گفتن اختصاص می‌دهد، با بزرگسالی که فقط قاعده می‌خواند خیلی فرق دارد. راهبرد وقتی کار می‌کند که با مواجهه همراه باشد: آنچه از قاعده می‌فهمید را باید بشنوید و بگویید.

 

نوروپلاستیسیته؛ مغز هنوز یاد می‌گیرد

نوروپلاستیسیته یعنی توانایی مغز برای تغییر ساختار و ارتباط‌هایش بر اثر تجربه، و با رسیدن به بلوغ تمام نمی‌شود. مارتنسون و همکارانش (Mårtensson) در سال ۲۰۱۲ در مجلهٔ NeuroImage سراغ جوان‌هایی در آکادمی مترجمان نیروهای مسلح سوئد رفتند که باید در ده ماه یک زبان تازه، مثل عربی مصری، روسی یا دری، را در حد روان یاد می‌گرفتند.

مغز آن‌ها پیش و پس از سه ماه درس فشرده اسکن شد. ساختار مغز گروه کنترل ثابت ماند، اما در دانشجوهای زبان هیپوکامپ و سه ناحیهٔ قشر مغز رشد کرد. گروه کوچک بود (۱۴ نفر) و برای استعداد زبانی گزینش شده بود، پس نمی‌شود نتیجه را به همه تعمیم داد؛ ولی نشان می‌دهد مغز بزرگسالِ جوان در برابر یادگیری فشردهٔ زبان بی‌تفاوت نیست. خلاصهٔ این پژوهش را ScienceDaily هم با عنوان «Language learning makes the brain grow» منتشر کرده است.

هر سن، منبع خودش را می‌خواهد

نتیجهٔ عملی این پژوهش‌ها ساده است: سن شما تعیین می‌کند چه نوع منبعی به کارتان می‌آید، نه اینکه اصلاً شروع کنید یا نه. کودک با داستان، تصویر و آهنگ جلو می‌رود و کتاب‌هایی مثل Family and Friends برای همین سن نوشته شده‌اند. نوجوان به مجموعه‌ای مثل Teen2Teen نیاز دارد و بزرگسال به مجموعه‌هایی مثل Top Notch یا Evolve که به مکالمهٔ کار و سفر نزدیک‌ترند. همین کتاب‌ها و منابع را می‌توانید در مجموعهٔ دیجی زبان (digi-zaban.ir) کنار هم ببینید و سطح و سن مناسب را از میان‌شان انتخاب کنید.

انتخاب منبع را می‌شود به سه پرسش تقسیم کرد. برای کودک، آیا صدا و تصویر دارد و بازی‌گونه است؟ برای نوجوان، آیا با درس و آزمون آموزشگاه‌اش هماهنگ است؟ برای بزرگسال، آیا امکان سنجیدن خودش را می‌دهد، مثلاً با کلید پاسخ و فایل صوتی؟ جوابِ «بله» به هر پرسش، یعنی منبع به سن شما نزدیک است.

یادگیری زبان در بزرگسالی و نوروپلاستیسیته

سه کار برای همین هفته

خلاصهٔ پژوهش‌ها را می‌شود در سه تصمیم جا داد.

  1. هدف را نام ببرید. لهجهٔ بومی می‌خواهید یا زبانی که در جلسه، دانشگاه و سفر کار کند؟ هدف دوم در هر سنی دست‌یافتنی است و برنامهٔ هفتگی‌تان را ساده‌تر می‌کند.
  2. شروع را عقب نیندازید. مزیت شروع زودتر واقعی است؛ برای فرزندتان و برای خودتان «همین هفته» از «سال دیگر» بهتر است.
  3. روش را با سن هماهنگ کنید. کودک را با بازی و شنیدن جلو ببرید و خودتان را با برنامهٔ مشخص، تمرین نوشتن و بازخورد.

اگر یک جمله از این مقاله در ذهنتان بماند، این باشد: پنجره‌ای که برای لهجهٔ بومی تنگ می‌شود، برای فهمیدن، خواندن و حرف زدن به این سادگی بسته نمی‌شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دکمه بازگشت به بالا